نسخه چاپینسخه چاپی


يادداشت سياسى: تحلیل بر پیامدهای اهانت خاتمی: انتخابات، نیمه زشت و تاریک حاکمیت را به تصویر کشید
نویسنده خبر:
خلاصه خبربه جرات ميتوان گفت كه تاكنون در هيچ رويدادي حاكمان و اعضاي باشگاه قدرت تهران اعم از چپ و راست اينچنين مجبور به مواجه با مسئله ملي آذربايجان نشده و ناچار از جوابگويي نبوده اند. موسوي در تبريز، اردبيل و اروميه، خاتمي در حسينه يزدي هاي مقيم تهران، همسر حميد باكري در قوشاچاي، خرم وزير راه خاتمي در دانشگاه آزاد خوي، نجفي وزير و معاون رئيس دولت هاي هاشمي و خاتمي در زنجان، تاج زاده معاون وزير كشورخاتمي و از سران مشاركت در اروميه، حجت السلام انصاري عضو شوراي خبرگان رهبري در تبريز و ... در سخنراني هاي خود واقعيت عصيان بر عليه تحقير و ستم ملي را براي لحظاتي بدون سانسور دوستان و هم پيالگانشان رودروي خود ديدندمتن خبر

يادداشت سياسى: تحلیل بر پیامدهای اهانت خاتمی: انتخابات، نیمه زشت و تاریک حاکمیت را به تصویر کشید

 ائلگون(شنبه) ١٦ خرداد ١٣٨٨ - ٦ ژوئن ٢٠٠٩

www.oyrenci.com

انتخابات در نظامهای دموکراتیک به عنوان فنی برای گزینش مسالمت آمیز رهبران سیاسی با اراده مردم  تا حد ممکن محسوب می شود و بدین جهت بهترین روش و قاعده ی شناخته شده برای انتقال قدرت سیاسی محسوب می گردد. با این وجود انتخابات تنها در نظام های مبتنی بر دموکراسی صورت نمی گیرد بلکه در نظام های توتالیتر نیز گاها انتخابات صورت می پذیرد و این نشان می دهد که برای دستیابی به حکومت اراده مردم و انتقال قدرت سیاسی تنها فن و قاعده ای بنام انتخابات تعیین کننده نیست، بلکه محتوا نیز تاثیر گذار است. اگر برای سادگی در بحث و تحلیل، نظام های جهان را به سه نظام استبدادی، توتالیتر و دموکراتیک تقلیل دهیم، آشکار می شود که هم اکنون کمتر کشوری همانند عربستان از سیستم استبدادی بر پایه حکومت شخص پادشاه بهره می برد و اکثر نظامهای حکومتی در جهان به درجاتی از انتخاب رهبران سیاسی تن داده اند.

گزینش رهبران سیاسی توسط رای مردم در کشورهای مبتنی بر دموکراسی ممکن است منجر به انتقال قدرت سیاسی گردد اما در حکومت های توتالیتر انتخابات در درون چارچوب های از پیش تعیین شده ایدئورلوژی حاکم صورت می پذیرد و هرگز انتقال قدرت صورت نگرفته و اصل نظام مورد پرسش قرار نمی گیرد، بلکه تنها در بخشی از نظام رهبرانی که وفاداری آنها در نظر و عمل تایید گردیده جانشین همدیگر می شوند. رهبران سیاسی در چنین نظام‌هایی نشان داده‌اند که به درصد تاییدشدگی خود بسیار حساسند و در برابر دگرگونی آن به واکنش‌ می‌پردازند. نکته اینجاست، و در چنین نظامی اندیشه‌های دموکراتیک نیز توانایی طرح و رقابت پیدا می‌کند و رهبران سیاسی به ناچار در برابر آن نیز به واکنش می‌پردازند و می‌خواهند چنان وانمود کنند که خود نیز دموکرات هستند، و گاه به اصلاحاتی نیز تن می‌دهند تا مشروعیت خود را بازسازی نمایند. حکومت نیز می‌کوشد از آن برای بازسازی و سازماندهی دگرباره خود و نیز ایجاد ثبات بیشتر سود برد.

کوشش برای دموکراتیک وانمود کردن، چشم به مناسبات بین‌المللی حکومت دارد و به سود تنش‌زدایی در آن است، و از آن برای تنش‌زدایی در مناسبات درونی نیروهای اجتماعی و سیاسی نیز سود برده می‌شود، اما مناسبات درونی چیز دیگری است و برآمده از خودآگاهی نیروهای مخالف است که در چنین انتخاباتی خود را بهتر به چشم می‌کشد و از شکاف‌ها سر برمی‌آورد. به چشم کشیده شدن مخالفان، که حکومت‌ها همواره وجود آنها را نادیده گرفته یا به سرکوب خشن تا سرحد نابودی جسمانی آنها می‌پردازند، از ویژگی‌های برجسته انتخابات شبه‌رقابتی است که از خودداری فعال از شرکت در انتخابات تا پشتیبانی از برخی نامزدهایی که بر شکاف‌های اجتماعی انگشت می‌گذارند، خود را نشان می‌دهد. نکاتی که تاکنون در مورد صف بندی ها و رقابت های انتخاباتی توضیح داده شد، تنها کارکردها و کارویژه های انتخابات نیستند بلکه انتخابات به مثابه یک فرایند حداقل چند ماهه، بر خلاف انتخابات به معنی رای دادن، حامل و حائز رویدادها و توانایی های دیگری است که ممکن است از چشم تیزبین اولین طراحان و مجریان آن در تاریخ 250 ساله اخیر دور مانده باشد. یکی از مهمترین این کارکردها نمود یافتن و به عینیت کشیده شدن بسیاری از حقایق و واقعیت های حاکم بر جامعه و نظام های سیاسی از طریق مبارزات و گاها کشمکش های انتخاباتی است. بدین شرح ممکن است حتی در یک انتخابات نمایشی و کنترل شده برای مشخص کردن رهبران سیاسی از بین گزینه های بد و بدتر بسیاری از زشتی ها همانند چپاول اقشار و گروههای مختلف، قتل و کشتار مردم از سوی هر یک ار رقبای درگیر مبارزه انتخاباتی، اعمال خفقان و سرکوب بر علیه اقلیت ها و... برای خودشیرینی و جذب مردم از سوی کاندیداهای تشنه قدرت به زبان آورده شود و همانند دوران خروشچف در شوروی پرده از بسیاری از جنایات بردارد. این معجزه ای است شعبده گونه که از کلاه انتخابات بیرون می جهد و خود نظام های طراح چنین نمایشنامه های تقسیم قدرت را به حیرت وا می دارد.

در ایران نیز مشابه اکثر نظام های توتالیتر-شبه رقابتی انتخابات برگزار می گردد و هدف از آن مشخصا انتقال قدرت نیست بلکه از نظر نظام و سیستم حاکم تنها کارکرد مورد انتظار آن می بایست بازسازی وجهه داخلی و خارج یک نظام ماهیتا توتالیتر و همچنین راضی نگه داشتن رقبای بد و بدتر درون حکومتی باشد. از اینرو اکثر فعالین عرصه سیاست ایران یا خود وارد چنین نمایشنامه ای می شوند و یا از موضعی تحریمی و البته بصورتی پرخاشگرانه از تمام سازکارهای آن دوری می جویند. غافل از اینکه انتخابات تنها رای دادن نیست بلکه فرایندی بسیار پیچیده است که شکاف های بایکوت شده و یا سرکوب شده بوسیله نیروهای نظامی، امنیتی و رسانه ای رژیم پانفارسیستی-پان شیعیستی ایران را فعال سازی کرده و گاها بصورت عریان و زشت در صحنه نمایش انتخابات به تماشا می گذارد. حرکت ملی آذربایجان نیز در چند دوره اخیر انتخابات تا حدودی توانسته است با بهره گیری از این شکاف ها ماهیت درونی رژیم را بیش از پیش نمایان ساخته و در معرض دید عموم قرار دهد.

قریب به دو سال پیش سید محمد خاتمی رهبر جنبش اصلاح طلبی حکومتی در سفری به تبریز در سخنرانی بین مشتاقان سینه چاک خود در عبای کسروی ها ابراز داشت که زبان تورکی زبان وارداتی و مهمان در منطقه آذربایجان است. وقتی در همین مجلس یکی از اعضای حزب مشارکت یکی از شهرستان ها از وی پرسید که چرا و با چه دلیلی چنین سخنی را به زبان رانده است بسیار بی ادبانه گفته بود که به وی هیچ ربطی ندارد. وقتی قضایای این سخنان فاشیستی در سایت های اینترنتی منعکس گردید بسیاری از این عاشقان و دلدادگان او چنین مطالب را توطئه دشمنان اصلاحات دانسته و وجود مبارک خاتمی را منزه از چنین زشتی هایی عنوان نمودند. از نظر اینان خاتمی مظهر آزادیخواهی، آزادی بیان و تحمل و جوابگویی است و هرگز کیفیتی شبیه به آنچه منتشر گردیده نداشته و ندارد. گذشت زمان و نزدیک شدن به موعد انتخابات فرمایشی دیگر باعث آغاز رقابت های جدید و درونی دیگر در ایران گردید. رقابت های درونی نوچگان حکومتی تشنه قدرت اینبار جنبه ای دیگر از قدرت نهفته در مکانیزم انتخابات را آشکار ساخت. جناح های رقیب خاتمی برای تخریب وی فیلمی کوتاه از رئیس جمهور اصلاح طلبی را نشان دادند که به لوده گی و تمسخر تورکان می پرداخت. هرچند شرکای خاتمی کوشیدند انتشار آنرا در این موعد انتخابات تلاش جناح های رقیب برای شکستن وجهه میرحسین موسوی کاندیدای مورد حمایت خاتمی معرفی نمایند اما حتی با اثبات وجود چنین مسئله ای زشتی چهره حاکمیتی آپارتاید که 8 سال ظرف، منبر و ابزار اعمال اندیشه و قدرت چنین انسان ها و تفکراتی بوده  حتی نزدیک ترین حامیان ساده و صادق که خواب بودند را به حیرت واداشت و البته تکلیف آنان که خود را به خواب زده بودند از قبل روشن بود. آنچه طبیعت و جبر درونی انتخابات اینگونه زشت و زیبا به تصویر می کشد هیچ کتاب، مقاله یا خطابه افشاگرانه ای نمی توانست به تصویر درآورد. بعد از این رویداد سلسله اتفاقات زنجیره ای آغاز گردیده و همچنان ادامه خواهد داشت که در زیر مختصرا برشمرده می شود:

1-  همچنانکه ذکر گردید جناح های حاکمیت توتالیتر ایران، تورکان بسیاری را در قالب خود سازماندهی و آسمیله نموده اند. این افراد یا به خواب رفتگان هستند که از روی صداقت و نادانسته با فریب های این بازی نامشروع همراه شده اند و از اینرو هنوز وجدانی برای بیدار شدن دارند و یا دانسته و با چشمانی باز خود را به حکومت عرضه داشته اند که شرط ضروری آن خاموش شدن شعله های حق طلبی و کشتن وجدان دردآور انسانی است. چنین رویدادهایی که به قضاوت و روایت تاریخ همواره از درون تضادهای موجود نظام های توتالیتر سر برمی آورد بیش و پیش از همه وجدان های بیدار انسان های صادق و باورمند به هر یک از طوایف و جناح های سیستم را بیدار می سازد و از اینرو انسان هایی که بیشتر دورگه و دوگانگی درونی را از خود بروز می دهند ظهور می نمایند. برای مثال علی بیکس و علی مهری از مبارزان و نخبگان جوان تورک که سالهای سال برای اصلاحات و به نام خاتمی زندان ها کشیدند، بصورتی شجاعانه تکلیف خود را با خاتمی یکسره نموده از جناح وی خارج شدند. شاید هم اکنون عده ای بسیار محدود به چنین تغییراتی در جبهه اصلاح طلبی ایمان بیاورند اما گذر زمان و بخصوص گذر از فضای تعصبی و رقابتی انتخابات بیش از پیش چنین طوفان هویتی را آشکار خواهد نمود.

برای مثال مسئول شاخه جوانان ستاد موسوی که در نوشته های خود به هویت طلبان آذربایجان تاخته بود و در ضرب و شتم دانشجویان معترض تبریزی در روز سخنرانی انصاری نقش داشت در وب نوشته خود دلسردانه از خاتمی انتقاد می کند و ملتمسانه از وی می خواهد که عذرخواهی کند تا دلایل درونی اش بر هم نریزد و دچار تضاد درونی نگردد. هرگز فراموش نکنیم که طوفان قیام های اردیبهشت و خرداد 85 بسیاری از فرزندان باوجدان آذربایجانی همانند اعلمی و حجت السلام مصلح و... را به برزخ دوگانگی کشاند. اگر رویدادهای خرداد انسان های بسیاری را به خیابان ها کشاند، رویداد اخیر انسان های بسیاری را بدرون خود کشاند و تحولی در درون انسان ها خواهد افروخت.قشر فعال آذربايجان در عرصه هاي سياسي – اجتماعي – فرهنگي بايد بداند كه از چشم دوختن به امثال خاتمي كه پرچم به اصطلاح اصلاحات در دست دارد به جايي نخواهند رسيد . آذربايجانيان بايد بدانند كه وقت آن رسيده كه به خود متكي باشند و به جاي چشم دوختن به امثال خاتمي بهتر است به نخبگان و نويسندگان آذربايجاني كه درد آذربايجان را فهميده اند وبراي احقاق حقوق ملت‌ آذربايجان مي نويسند و مبارزه مي كنند ، دل ببندند وبه جاي اينكه انرژي خود را بيهوده صرف جبهه ي اصلاحات يا اصولگرا كنند ، به خود آيند و به آذربايجان بينديشند. مطمئنا آنان كه ساده دل و فريب خورده اند روزي به خود خواهند آمد و خواهند فهميد كه چه جبهه ي اصلاحات و چه جبهه ي اصولگرا هرگز به فكر سعادت مردم آذربايجان نبوده و نيستند. نگاه آنها به آذربايجان مانند نگاه يك استعمارگر به مستعمره ي خويش است اما آنان كه وجدان بيدار و حقيقت جو و حق طلب خود را در دم خفه كرده اند وبه خاطر منافع شخصي خويش همه حقايق موجود را چه در مورد آذربايجان و... زير پا گذاشته اند بايد بدانند كه وسيله اي بي ارزش دردست حاكميت هستند كه بعد از گذشت تاريخ مصرفشان جايي در سيستم حكومتي نخواهند داشت و درعين حال تبديل به منفورترين افراد در نظر ملت آذربايجان خواهند شد. چهره ي اين افراد درتاريخ از زشت ترين چهره ها خواهد بود.

2-  این رویداد کمک کرد تا مرزهای بین حکومت شونیستی فارس-شیعی و تورکان بیش از پیش نمایان گردد و آذربایجانیانی که در لایه های اصلاح طلبان این خطوط مرزی را به هم زده بودند بیش از پیش تکلیف خود را روشن نمایند. لازم به ذكراست كه ماهيت بسياري از اصلاح طلبان برمردم پوشيده است. بسياري از اصلاح طلبان همان هايي هستند كه در دهه ي شصت از متحجرترين افراد بودند.اينان هر جا كه فرصت يافتند بر اعمال سياست هاي تبعيض آميز عليه آذربايجان و تحقير آن كوشيدند.

3-  در آینده امید به اصلاح طلبی کم فروغ تر خواهد گردید و حرکت در قالب ناسیونالیستی پررنگ تر خواهد شد. همچنین شخصیت های سمبلیک فارس همانند خاتمی بسیاری از اعتبار خود را میان فعالین آذربایجان از دست خواهند داد. بخصوص در مورد نوجوانان و کودکانی که هم اکنون وارد دوران جوانی شده اند و در سایه فشارهای دولت احمدی نژاد به سید خندان با آن عبای شکلاتی به دیده ای نوستالوژیک می نگریستند هم اکنون آشکارا با تیترهای برجسته به خاطر بر هم ریختن رویاهای کودکی لعنت نثار می کنند.آذربايجانياني كه در جبهه ي اصلاحات به فعاليت مي پردازند و خواسته يا ناخواسته مورد سواستفاده ي اين طيف قرار مي گيرند بايد ازخود بپرسند كه چرا وبه چه علت اين طيف ازميان آن همه شخصيت سياسي و سرشناس كه داشت دست روي ميرحسين موسوي گذاشت و اورا كانديداي خود معرفي كرد.بايد توجه داشت كه چنين بازي كثيفي براي سوء استفاده ازاحساسات ملت آذربايجان و فريب آن صورت گرفته است . متاسفانه بسياري از مردم ما فكر مي كنند كه ميرحسين موسوي به علت ترك بودنش خدمات شايان توجهي به آذربايجان خواهد كرد غافل ازاينكه او جز وسيله اي موقت كه طيف اصلاح طلب از او براي به قدرت رسيدن خود استفاده مي كند چيز ديگري نيست. درثاني درمدت اين 30 سال كه از انقلاب مي گذرد مير حسين موسوي چه تلاشي براي احقاق حقوق ملت آذربايجان كرده است؟

4-  اگر حکومت اصلاح طلبان دوباره پاگیرد، حرکت ملی از همان ابتدا بصورت حرکتی مخالف و اپوزیسیون ظاهر خواهد گردید و این خواه ناخواه به مرور زمان بر ملت آذربایجان تاثیر خواهد گذاشت.

5-  برخلاف تصور فاشیسم راست و محافظه کار حکومتی دلسردی عمومی از اصلاح طلبان به معنی سرازیری به اردوی راست نخواهد بود بلکه انزوای سیاسی در آذربایجان گسترش یافته و در صورت داشتن برنامه، حرکت ملی آذربایجان در متعهد نمودن آنها در قالب گفتمان هویتی و سیاسی خود موفقتر خواهد بود. دردوران حكومت اصولگرايان يا همان اردوي راست برايران، استبداد و فشار اقتصادي – فرهنگي – سياسي بر آذربايجان بيش ازپيش شد. درخرداد سال 1385 چند ده هزار زنداني آذربايجاني روانه ي زندان شد ، عده اي كشته شده اند ، تعدادي از دانشجويان از دانشگاه اخراج شدند ، عداه اي منع از ادامه ي تحصيل شدند و... مراسم هايي همچون قلعه بابك ، بزرگداشت ستارخان ، سال روزنسل كشي مردم قره باغ و... به شدت سركوب و از ريشه برچيده شد. آذربايجانيان سراسر دنيا بايد بدانند كه جبهه گيري اصلاح طلبان و اصول گرايان در قبال حركت ملي آذربايجان و خواسته هاي به حق ملت آذربايجان كلاملا مشترك ويكي است.

6-  این رویدادها باعث طرح دوباره نهضت آزادی بخش آذربایجان در قالب حمایت های راست و یا جوابیه های چپ حکومتی شد و خبرگزاری های تابناک، فارس نیوز، پیک نت، رجا نیوز، آفتاب و... در کوران رقابت های درونی و برای ضربه زدن به همدیگر به تبلیغ دوباره آن پرداختند. این مورد بیش از همه مرهون فداکاری فعالین دانشجویی و شهری حرکت ملی است که برخی سختی زندان و ضرب و شتم را نیز متقبل شدندهمچنین این مسئله باعث ایجاد سلسه اعتراضاتی شد که اگر خرداد 1385 را نادیده بگیریم در طی چندین دهه اخیر بی سابقه بوده است. این اعتراضات هم چنان ادامه دارد و حتی امکان گسترش آن به شهرها نیز وجود دارد. چنین مبارزه ای که با رقابتهای انتخاباتی و سالگرد خرداد 85 نیز گره خورد باعث آبدیده شدن و آشنایی بیشتر جوانان آذربایجانی با واقعیت ها و فنون مبارزات روانی و ملی گردید.

7-  خاتمی در مقابل جو مزبور دو گزینه در پیش داشت: اول اینکه قبول کرده عذر خواهی کند که به احتمال زیاد برای جلوگیری از سوءاستفاده جناح راست فعالین حرکت موقتا از ادامه اعتراضات دست می کشیدند و یا انکار و فرافکنی مسئله که خاتمی با مونتاژ خواندن فیلم مزبور این راه را انتخاب کرد و این به معنی ادامه مبارزه است. از اینرو در روزهای آینده با ادامه مبارزه و میزان تحمیل هزینه به خاتمی و حومه سرانجام چنین مبارزه ای مشخص خواهد نمود هر چند روایت همچنان باقیست

8-به جرات ميتوان گفت كه تاكنون در هيچ رويدادي حاكمان و اعضاي باشگاه قدرت تهران اعم از چپ و راست اينچنين مجبور به مواجه با مسئله ملي آذربايجان نشده و ناچار از جوابگويي نبوده اند. موسوي در تبريز، اردبيل و اروميه، خاتمي در حسينه يزدي هاي مقيم تهران، همسر حميد باكري در قوشاچاي، خرم وزير راه خاتمي در دانشگاه آزاد خوي، نجفي وزير و معاون رئيس دولت هاي هاشمي و خاتمي در زنجان، تاج زاده معاون وزير كشورخاتمي و از سران مشاركت در اروميه، حجت السلام انصاري عضو شوراي خبرگان رهبري در تبريز و ... در سخنراني هاي خود واقعيت عصيان بر عليه تحقير و ستم ملي را براي لحظاتي بدون سانسور دوستان و هم پيالگانشان رودروي خود ديدند.

 

گله جک بیزیمدیر