تبریز
سسی :
ماحصل
تولّد هر حکومتی
خارج از مجرای
دمکراسی، حکومتی
است دیکتاتوری،
بر خلاف آنکه اکثر ملتها و کشورها و گروه های سیاسی و مؤسسات بشر دوستانه بر علیه ناسیونالیسم شعار می دهند
ولی در عمل ناسیونالیسم پنهان رل عمده ائی در حفظ موجویت ملی و شکوفائی اقتصادی در بین کشورها و ملتها ایفا می کند و هر چه جوامع مدرنتر می شود، ناسیونالیسم هم به همان اندازه قوی تر و نامرعی تر می گردد، با توجه به نمودهای ناسیونالیسم، می شود به دوگانگی حرف و عمل، با تمرکز و تیز بینی به بعضی نکات ریز و ظریف به کنه واقعیتها پی برد، یک ایرانی فارس که ایران را یک کشور یکپارجه فارس تصور می کند و وجود دیگر ملل را در عمل نادیده می گیرد و در رویاهای تاریخی خود آنها را مهاجر تصور می کند و در گفتار با ژست اعتقاد به دمکراسی و سکولاریزم خود را پست مدرنیست جا زده و خود را تبلیغ می کند، ولی با شنیدن کوچترین اظهار نظر مغایر و یا شک برانگیزی در مورد ایران و زبان فارسی معبودش، بلافاصله متلاطم و منقلب می شوند و اگر کوچکترین دفاعی از حقوق دیگر ملتها مطرح گردد، با اظهار تعجب که از شما قوم آذریهای غیور این حرفها بعید است و بلافاصله طرف مقابل را به داشتن گرایشات ناسیونالیسم افراطی متهم می کنند،
در کشور های مترقی جهان هم، اگر صحبتی از ناسیونالیزم مطرح شود، بلافاصله اخمشان تو هم می رود و انقراض ناسیونالیزم را بعد از جنگ جهانی دوم را پایان یافته تلقی می کنند، ولی در عمل سختگیری و مصیبتی بنام صدور ویزای مسافرتی که عملا بلند تر از دیوار برلین و درازتر از دیوار چین بین کشورها و ملتهای جهان فاصله می اندازد و مانع ارتباط ملتها و یا مهاجرت و ادغام ملتها را موجب می گردد و وجود ویزا معادل و مترادف با ناسیونالیزم نامرعی افراطی تلقی و تعریف می گردد، و باعث قطع ارتباط حضوری و ملموس ملتها درکنار هم می گردد،
آزادی هر ملتی با آگاهی به هویت ملی شروع و به حاکمیت استقلال اقتصادی منجر می گردد، در واقع حاکمیت هائی که خارج از مجرای دمکراتیک به حاکمیت می رسند، در نهایت خود به یک دیکتاتور جدید تبدیل می شوند، تفکراتی که کلیه شیوه های مبارزاتی دمکراتیک را نهی می کنند و خروج آزادی را تنها از لوله تفنگ میسر می دانند، قطعاّ حفظ حاکمیت خود را هم با توسل به لوله تفنگ برقرار می کنند، که خود این دیدگاهها مخل دمکراسی و نطفه های برپائی حاکمیت دیکتاتوری می توانند باشند و از این جهت است، که اینان را آفت های جنبش های آزادی بخش می نامند،
هیچ کاری یکشبه صورت نمی گیرد و تا زمانی که ناسیونالیزم عقلانی، پیوند خورده با منافع اقتصادی ملت تورک آذربایجان جنوبی رشد نیافته است، امکان کسب قدرت و حفظ آن خیلی مشکل است، آنهائیکه عجله می کنند و عجولانه می خواهند همین فردا حاکمیت را با عجله و به تنهائی در آذربایجان بدست بگیرند، که از هول عجله منافع ملی آذربایجان را هم فراموش می کنند و بعضا چنان ضربه کاری به حرکت نو ظهور می زنند، و افراد با سابقه و با تجربه را که با متانت کارها را به پیش می برند و آگاهی ریشه ائی به مردم می دهند را آنچنان در مجامع عمومی تحقیر و توهین می کنند و تهمت می زنند که رژیم نمی تواند اینچنین بر پیکر فکری ملت آذربایجان ضربه بزند، در تاریخ اکثر کشورهای جهان شاهد نقش مخرب عجولان در حرکت های آذادیبخش می توانیم باشیم، ملت ما بدنبال کارهای خطرناکی نیست، که دست به ایجاد خانه های تیمی بزند، در این دنیای مدرن ارتباطات استفاده از فورمولهای تشکیلاتی تاریخ گذشته چریکهای فدائی و یا مجاهدین خلق خنده دار است و مردم به قهر انقلابی و یا شور انقلابی نیاز ندارد، ملت ما هویت بر باد داده اش را می خواهد پس بگیرد و اعاده هویت و اعاده حیثیت گردد، این نه مبارزه طبقاتی و نه مبارزه دینی و نه مبارزه چریکی است، این یک حق مسلم استوار بر حقوق فردی و طبیعی و ابتدائی هر انسانی متعلق به کره خاکی در چهار چوب کنوانسیونهای های حقوق بشر سازمان ملل است و به هیچ ملتی حق چگونه زیستن را توسط هیچ مرجعی را نمی شود حقنه کرد و در صورتیکه ناسیونالیزم ملی ملت ترک آذربایجان توسط روشفکران به ملتمان توضیح داده شود و پیوند منافع اقصادی ملتمان با ناسیونالیزم آذربایجان جنوبی روشن گردد، دیگر ترقه در کردن و یا قایم موشک بازی کردن لازم نیست،
امروز ملت و جوانان هوشیار ما نه بدنبال قهرمان و پهلوان شدن هستند و نه اینقدر ساده لوح هستند که با هندوانه زیر بغل دادن، می شود آنها را فرستاد جلو رگبار گلوله، تا برای آنهائی که در مکانی امن، امنیت جانی دارند افتخار کسب کنند و درصورت دستگیر شدن هم حتما باید در زیر شکنجه بمیرند و افتخار کسب کنند، چون اگر زنده بمانند مورد غضب و شماتت و لعن و نفرین آنها واقع می شوند،
ملت آذربایجان تا جائیکه مقدور است، باید سعی کند و بطوری عمل کند، که آلرژی و حساسیت رژیم را نسبت به حرکت آگاه گرایانه حرکت ملی بکاهد و از زیر ذره بین و تمرکز رژیم برکنار باشد، نه اینکه مثل بچه ها، مرتبا چوبی را در لانه زنبور فروکنند و رژیم را به بر علیه ملتمان تحریک کنند و حرکت ملی را از روال طبیعی خود خارج کرده و رنگ لعاب ایدوئولژیک و یا موضع براندازی رژیم بدهند و اگر در اثر سیاست های اشتباه و گرایشات ماجراجویانه و آنارشیستی گروهی و یا رهبرانی باعث خون دماغ شدن کسی گردند، در فردای آزادی جواب خانواده های قربانیان را باید بدهند،
و به کسی اجازه داده نمی شود که در جای گرم و نرم و امن نشسته و همانند فئودالهای قدیم جوانان را قبل از آنکه به منافع اقتصادیشان پی برده باشند و بطور واقعی به بازشناسی هویتی خود نائل آمده باشند به قربانگاه رژیم گسیل دارند،
در شرایط حاظر تنها چیزی که شدیدا حائز اهمیت است، ایجاد امکان تجمعات می باشد واین فرقی نمی کند، از کلوب های ورزشی گرفته تا هنری، تا بشود در این محافل آذربایجانی در وحله اول احساس همدلی و هم درد بودن و درجه دو شمرد ه شدن ملتمان و ضرورت و قطعیت حفظ زبان مادری ترویج گردد و طوری باید عمل شود که ملت از همه اقشار دولتی و غیر دولتی منافع اقتصادی خود را در گرو حفظ هویت و زبان مادری و بعنوان رکن اساسی رفاه و پایداری ملت ترک آذربایجان دانسته و خود را در داخل و محلول در این حرکت ملی احساس کنند، چون اگر در ملتمان حل شویم، ملتمان حتی توسط افراد شاغل در پست و مقام های دولتی هم مورد حمایت واقع می شوند، ما نه با کسی سر جنگ داریم و نه عجله ائی و افراطی در کار است و انتظارهم نداریم که تا فردا از تک تک ملت آذربایجان آتا تورک و یا ایلچی بی بسازیم، همینقدرکه ملتمان متوجه بشوند که هویت و زبان مادری هر ملتی جزو حقوق طبیعی و ابتدائی ترین حقوق ذاتی آن ملت است و استعداد های انسان در زبان مادری شکوفا می شوند، مردم راه خودشان را، خودشان می یابند و لازیم نیست ما رل وکیل و یا قیم را برای ملتمان بازی کنیم و ملتمان را همانند یک کودک نابالغ تصور کنیم،
روشنفکرانی که در ابرها راه می روند بهتر است این را خوب بدانند که هیچ مادری نمی تواند شب حامله شده و اول صبح بچه بدنیا بیاورد چون باید ٩ ماه ٩ روز ٩ ساعت ٩ دقیقه ٩ ثانیه برای تولّد بچه باید صبرکرد، البته شاید برای ارضاء نفس خود و با عجله متوسل به سزارین و کورتاژ گردند، ولی بجای بچه، لخته خونی را بدست می آورند، که باعث مرک نطفه تازه بسته و ضربه خوردن مادر بچه نیز می گردند،
عدم درک تأثیر مقوله زمان در روند و تکامل حرکت ملی یکی از بزرگترین مسائل مشکل ساز می باشد، که مشاوره جوانان با افراد با تجربه می تواند خیلی مفید باشد، چون تاثیر واپسگرائی افکار دگماتیستی بازمانده و به ارث رسیده از گروههای منقرض شده سه چهار دهه اخیر و ورود این نوع طرز نگرش در حرکت ملی هویت خواهی باعث کند و مسدود شدن و برخرد دوگانه با حرکت ملی ایجاد کرده است،
اگر در این مقطع ناسیونالیزم برای حفظ یکپارچگی و بازشناسی موجودیت هویت ملی و برای شکوفائی اقتصاد ملی در آذربایجان جنوبی مطرح می گردد، بدین خاطر است که ما به عینه شاهد استارت شکوفائی اقتصادی در تاریخ کشورهای مترقی امروز جهان، با توسل به همین ناسیونالسیم هستیم و صد البته اگر یک زمانی در آینده، اگر همه کشورهای جهان با برچیدن مرزها و با کنار گذاشتن ویزا و سهولت امکان مهاجرت در عمل ذهنیت ناسیونالسم را کنار بگذارند، ما هم همانند دیگر کشورها ناسیونالیزم را به باده فراموش می سپاریم،
پاورقی: اگر پنج نفر آلمانی و یا فرانسوی و یا چینی و ژاپنی و عرب در کنار هم بایستند، از نظر شکل ظاهری و قیافه و نهوه رفتار و عکسل العمل و شخصیت و فرهنگ نقطه اشتراکی با هم دارند ولی اگر ده نفر ایرانی را کنار هم بگذاری هیچگونه وجه مشترکی بینشان پیدا نمی کنی و از دهان هر کدام هم نوای ساز جداگانه ائی می شنوی،
در وااقع چهار نسل تحمیل آرزوهای ملت حاکم فارس بر تاریخ ایران و تبلیغ آن در ابعاد گسترده در حد تقدسات و فرو کردن آن در مغز و مخ ملت از دوره طفولیت در مدارس و از یکسو مذهب تشیع، که این دو عامل مثل چسب دوقلو باعث پیوند ظاهری مابین ملتها در ایران گردیده است، که بعد از روی کار آمدن حاکمیت روحانیت، مذهب جذابیت و چسبندگیش را از دست داده و بدون پشتوانه بودن تئوری مدعیان ایران پرگهر با تاریخ ٢٥٠٠ ساله اش و حداقل با شش میلیون پناهنده در سطح جهان برای همگان عیان گردیده و ایران با حاکمیت ماقبل تاریخ سوار بر افتخارات پرشین آریائی که هر ایرانی مقیم خارج می خواهد خود را پاکستانی و هندی و افغانی معرفی کند، تا در مجامع عمومی به چشم تروریست و یا ایرانی های قرون وسطائی که در میدادین شهرهایشان انسانها را جلو چشم زن و بچه هایشان دار می آویزند و ناظران حاظر در صحنه هم مطیعانه جان دادن انسانی را در بالای دار تماشا کرده و نحوه جان دادن قربانی را به همدیگر توضیح و تشریح می کنند و از لذت نگاه کردن به یک تأتر واقعی مستفیض می شوند و ملتهای غیر فارس هم اصلا شرم می کنند خود در خارج، ایرانی و فارس معرفی کنند،
چسب دوقلوی یکپارچگی ایران مقبولیت و کیفیت خود را از دست داده و بدین خاطر است که امروز مساله ظلم مضاعف در حق ملیتها با شدت تمام در جامعه مطرح می شود و جنبش اصلاحات و یا هر جنبشی با هر رنگی زیر هیچ شعاری نمی تواند و قادرنیست خود را با خواست ملتها همرنگ سازد و برای حاکمیت هم عیناّ همین شرایط حاکم است و اگر نتواند جوابگوی خواست ملل ساکن محدوده جغرافیائی ایران باشد مثل ساختمان بدون پایه از هم خواهد پاشید،